*آنچه از این زندگی آموختم*
با خـــــــدا باش و پادشــــــــاهی کن *** بی خـــــدا باش و هــــرچــــه خواهی کن
درباره وبلاگ


این یک زندگی جـــــــــــدیـــــــــد است.
باقی عمرم را در کنار یک طـــــــلــــــــــبــــــــه خواهم بود.

*******
7 بهمن 90 عقد کردیم.2 تیر 91هم عروسیمان بود.

*******
روزهای خوشی که در کنار مـــــحــــمــــدم دارم را مینویسم.
از ناخوشی ها هم مینویسم.میخواهم کسانی که تا به حال با یک طلبه زندگی نکرده اند,بدانند زندگی با طلبه چطوری هست.

******
اگر دوست داشتید,دنبال کنید.
خوشحال میشوم.

******

تفکرات مختلفی درباره زندگی متاهلی داشتم.فرق بین خانه بابا و همسر این هست که خانه بابا آزادیهای خودش را دارد و خانه همسر استقلال خودش را.

خانه پدر همه چیز فراهم هست و خانه همسر,سختی های خاص خودش را دارد.نداشتن دغدغه در خانه پدر تبدیل میشود به فکر اقتصادی و عقل معیشت در خانه همسر.

خلاصه اینکه,با تمام تفاوتهای موجود,من سعی میکنم خودم را عادت بدم به این زندگی جدید....اونم چه کسی؟من که کلی لوس بابا بودم و بچه آخر و بیشتر چیزهایی که خواستم روداشتم. ******
از خدا میخوام که حسابی پشت و پناهم باشه و کمکم کنه..آمین..

مدیر وبلاگ : یک خانم
نویسندگان
نظرسنجی
بیشتر دوست دارید در چه زمینه ای پست داشته باشم؟








شنبه 12 فروردین 1391 :: نویسنده : یک خانم
قریب به 2 سال پیش تصمیم مهمی توی زندگیم گرفتم و تغییراتی در اون حاصل شد.من با یک طلبه ازدواج کردم.حالا که 2 سال از اون روز و اون تصمیم میگذره,آموخته های جدیدی کسب کردم و تجربه های خوبی بدست آوردم.اینجا جاییه که از اون آموخته ها حرف میزنم.

برخی پستها رمز دار است.از دادن رمز معذورم.

این آدرس بـَــــنـــــر من هست.لطفا در وبهاتون قرار بدید تا بقیه هم آدرس خونه من رو داشته باشند.

طریقه قرار دادن:برید به قسمت تنظیمات وبلاگ,در قسمت کدهای جاوا قرار بدید.ممنون:)


P align=center><EMBED src=http://uploadpa.com/beta/12/9w9n0d891wokndr81kf.swf width=135 height=200 type=application/x-shockwave-flash wmode="transparent"></P><p align="center" style="margin-top: 5; margin-bottom: 5"><a target="_blank" href="http://mp3-player.blogfa.com" style="text-decoration: none"><font face="arial" style="font-weight: 700; font-size:12pt">★ساخت بنر صلواتی★</font></a></p>



استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع,حلال است.







نوع مطلب : گاهی نوشت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : یک خانم
بوی دود میاد.
غبار همه جارو گرفته.
صدای وحشتناک انفجار توی گوشم پیچیده.
دیگه نمیتونم تحمل کنم.
مادرم کجاست؟
پدرم کجاست؟
خواهر و برادرهام پیشم بودن؟الان کجان؟
دیشب همه دور هم بودیم؟
اما امروز فقط منم و این صداهای عجیب و غریب,این همه آدم که زخمی و خسته ان و کنارم هستن.
گرسنمه,تشنمه,دلم مامانمو میخواد,یعنی الان کجان؟
نکنه رفته باشن پیش خدا...

و این قصه همچنان ادامه دارد.

هر روز در گوشه ای از این عالم یک بچه ,یک مرد ,یک زن,خانواده خودش رو از دست میده!
بمب هایی که ناجوانمردانه بر سر این بندگان بی گناه خدا ریخته میشه و معلوم نیست سازمان ملل و شورای امنیت دارند به معنای واقعی کلمه چه غلطی میکنند؟
البته خیلی هم دور از ذهن نیست که کاری نکنن چون اونها هم عروسکهای خیمه شب بازی ارباب های حیوان صفتشون هستن.
عده ای اندک که در سیاست های کثیفشون جایی برای فرشته هایی مثل اینها نیست.

فلسطین,افغانستان,عراق,لبنان,غزه,سوریه,حالا یمن...

گروه گمراه و مشرک که خدا وعده داده نابودیتون رو,تا کجا میخواید پیش برید؟
این زمین و این دنیا و این عالم,عاقبت به همین بی گناهانی که دارید میکشید,ارث خواهد رسید!
بترسید از عذاب الهی که خدا با مظلومان است!!


یمن


یمن2





نوع مطلب : اجتماعی، داغ روز، 
برچسب ها : یمن، جنگ یمن، غربت،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : یک خانم
چشم به هم میزنم و میبینم ساعتی گدشت..
ساعت که خوب هست میبینم ماهی یا سالی گدشت..
گردش زمین و ماه و خورشید,آنقدر برایم عادی شده که دیگر تغییری در روزهایم ایجاد نمیکند...که صبح از خواب بیدار شوم و بگویم خدای من!صبحی دیگر شده و تو به من فرصتی تازه داده ای برای جبران گذشته ام..جبران گناهانم..جبران بدی ها و عقب ماندگی های بندگی ام..
و من گیر کرده ام در این تکرار مکررات روزانه ام و گم کرده ام خدایم را...راهم را..پناهم را..

آنقدر گشت و گشت تا دوباره رجب شد...دوباره آن ندای معروف((این الرجبیون))در گوشم پیچید و دلم ریخت که چقدر غافلم از روزهای زندگی ام..
و صدای التماس دعایی که دلم را لرزاند تا در شبی مثل فردا شب,برای آن ملتمس دعا, دعا کنم..
وبارها با خود بگویم :وای شب آرزوها!شب آرزوها!شب آرزوها...

سلام خدمت دوستان عزیز.
مدت زیادی بود که دست به قلم نشده بودم و به نوعی میشه گفت اینجا خیلی خاک خورده.دلم نیومد از فردا شب ننویسم.فردا شبی که با هر دعا,کلی حاجت روا میشه.
خواستم از قافله ملتمسین دعا جانمونم و همین جا بگم که برای من حقیر هم دعا کنید.روزهای خوبی در راهند ان شاالله...

یاعلی.
تابعد.





نوع مطلب : گاهی نوشت، 
برچسب ها : شب آرزوها، لیله الرغایب،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 30 دی 1393 :: نویسنده : یک خانم
سلام.

من خوبم و بی قرار برای نوشتن.

امیدوارم توفیق پیدا کنم و دوباره برگردم به روزهای خوب وبلاگ نویسی و ارتباط با دوستان عزیزم..

یاعلی.
تابعد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 19 آبان 1393 :: نویسنده : یک خانم
سلام عزیزم. عزاداریتون انشاالله قبول درگاه حق. شما قبل از ازدواجت پرششت چادر بود?
من خواستگار طلبه دارم. پسر یکی از روحانیون بنام. ولی خب شرایط سختی پیش روم هست. اگر قبول کنم ارتباطم با خواهر و برادرهام کم یا شاید قطع بشه. اونها. اعتقاداتشون خب خیلی فرق می کنه. البته از لحاظ پوشش میگم وگرنه اهل نماز و... که هستن. میشه بگی تفاوتهای موجودی کت گفتی منظورت چی هست? احساس می کنم زندگی با یک طلبه خیلی سخته. من از نظر روحی خیلی حساسم و خب این شرایط امروز جامعه به نظرم خیلی زندگی طلاب رو سخت و انگشت نما کرده. در اقلیت هستن. اگر ممکنه سنتون رو هم بهم بگو.ممنون.
انشاالله که خوشبخت باشید.

سلام.ممنونم.عزاداری های شما هم قبول باشه ان شاءالله.

بله من قبل از ازدواج پوششم چادر بود.

چرا فکر میکنین ارتباطتون قطع خواهد شد؟آیا خودتون پیش بینی میکنینن یا اینطوری بهتون گفتن؟تفاوت عقاید اصلا دلیلی بر قطع ارتباط نیست.اتفاقا باید ارتباط ها بیشتر بشه تا شرایط تاثیر گذاری بیشتر روی طرف مقابل فراهم بشه.

کجا خوندین دقیقا این مطلب رو.من الان حضور ذهن ندارم عزیزم.منظورم تفاوت هاست.

زندگی سخت نیست اگر با دید واقعی و اطلاعات کامل وارد بشی.به خودت و توانایی هات هم بستگی داره.اینکه بدونی داری وارد چه زندگی میشی و قراره چه اتفاقاتی برات بیفته.

ممنونم.امیدوارم تصمیم درستی بگیری.





نوع مطلب : زندگی مشترک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 5 آبان 1393 :: نویسنده : یک خانم
باز آمد ماه خونین حسین..

یا امام حسین...

دلم برای محرم سبزتان تنگ شده بود...

دلم برای گریه در روضه هایتان تنگ شده بود..

لحظه شماری میکردم برای دیدن دوباره عزاداری ها و دسته های حسینی..

یا امام حسین حاجت همه حاجتمندان را روا بفرما..

توفیق کسب معرفت حسینی در این ماه عزیز را به ما عطا کن..



دوستان گرامی،التماس دعا دارم از همه شما...
امیدوارم حضورکم رنگم را به بزرگی خودتان ببخشید..

یاعلی..
تا بعد..

یک درخواست:
زمانی که پنجره وب باز میشود،خودتان صدای پلیر را قطع کنید تا پخش نشود به احترام محرم..
ممنونم







نوع مطلب : روزهای زندگی، 
برچسب ها : یا حسین، محرم،
لینک های مرتبط :
شنبه 29 شهریور 1393 :: نویسنده : یک خانم
سلام دوستان عزیز..
حالتون خوبه.من هم خوبم.ببخشید که یکم کم پیدا شدم.آخه سرم شلوغ شده..

ازدوسال پیش که این وب روبازکردم همسرم همش تاکید داشتند که نباید ازاطلاعات شخصیم روی وبم بنویسم و همیشه با مخالفت من,دیگه همسر ادامه نمیدادن.

تا اینکه کلیپی به دستم رسید که خیلی تکان خوردم.

در این کلیپ نشان میداد که مردی در خیابان ادعا میکند که پیش گو هست و از اسرار مردم خبر دارد.
بعد مردم رابه چادر خود میبرد و اطلاعاتی را به ان افراد میداد که آن اشخاص بسیار تعجب میکردند.

پس از اینکه چند نفر وراد شدند,در پایان کلیپ نشان داد که پرده ای افتاد و ان افراد بلافاصله پس ازدیدن آن طرف پرده خشکشان زد.
بله آن فرد به ظاهر پیش گو آن اطلاعات را از روی انیترنت برداشت کرده بود..

همین ابزارهای ارتباط جمعی مثل لاین,وایبر ,واتس آپ,تانگو.....اینها همه ابزاری است برای زیر نظر گرفتن ما و کارهایمان و فعالیتهایمان و علاقه مندیهایمان,برنامه های آینده مان,دوستان و دشمنانمان,ارتباطات خانوادگی و...

بنده تهدید شدم که در آینده این نزدیک باید ارتباطم را با نت قطع کنم..
















نوع مطلب : تربیتی و آموزشی، 
برچسب ها : اینترنت جاسوس، نداشتن امنیت سایبری،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 23 شهریور 1393 :: نویسنده : یک خانم
دیدن کسی که خیلی دوستش داری ان هم روی تخت های سفید بیمارستان  و آن هم بعد از عمل جراحی,خیلی سخته..

آقا روی تخت بیمارستان هم به فکر دلهای لرزان ما بود و میخندید.

قربان لبهای خندانت سید علی جان..

خدا کند بتوانیم صحبت هایت را درک کنیم و به آن عمل کنیم..

خدایا یار و یاور رهبر عزیزم باش و سلامتی و طول عمر به ایشان عطا کن.

آمین...

دوستان عزیزم سلام..
حالتون خوبه.
من هم شکر خداخوبم.
روزهای گرم تابستانی روبه پایان است و چیزی به آغاز سال تحصیلی جدید نمانده.
چشمهای همسر حکایت از ذوق مفرطی دارد به خاطر اتمام سطح یک در آینده ای نزدیک و ورود غرور افرینش به سطح دو حوزه و خواندن درسهای بالاتر و مهمتر و انتخاب اساتید برجسته..

دوستان التماس دعا دارم برای خودم و همسرم..

طلبه ها و دانشجوها و دانش آموزایی که وبم رو میخونید,استشمام بوی خوش مهر رو به شما تبریک میگم..

ان شاءالله توی کارهاتون موفق باشین..
یا علی.
تا عبد.بعد.







نوع مطلب : روزهای زندگی، گاهی نوشت، 
برچسب ها : سال تحصیلی جدید،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 10 شهریور 1393 :: نویسنده : یک خانم

مرحوم علامه مجلسی از ملحقات کتاب انیس العابدین و علامه نوری در کتاب نجم الثاقب نقل می کند: سید بن طاووس می گوید در یک سحر گاه در یک سرداب مطهر از حضرت صاحب (عج) این مناجات را شنیدم که می فرمود:

«خدایا شیعیان ما را از شعاع نور ما و طینت ما خلق کرده ای. آنها گناهان زیادی به اتکا بر محبت و ولایت ما کرده اند، اگر گناهان آنها گناهانی است که درارتباط با توست از آنها درگذر، که ما را راضی کرده ای و آنچه از گناهان آنها در ارتباط با خودشان و مردم است، خودت بین آنها را اصلاح کن و از خمسی که حق ما است به آنها بده تا راضی شوند و آنها را از آتش جهنم نجات بده و آنها را با دشمنان ما در سخط خود جمع نفرما».

سلام میکنم خدمت دوستان عزیزم.
امیدوارم خوب و سرحال باشید.
صدای من را از تهران میشنوید.آخرین تفریح ها قبل از شروع مدرسه همسر..

میخواستم بگم برای رفع گرفتاری عده ای از دوستان دعا کنید.در مخمصه هستند.

برای خودم و همسر هم دعا کنید..
یاعلی.
تا بعد.

پاسخ به کامنت های خصوصی..

-من بیرون پوشیه نمیزنم.البته همسر دوست دارن ولی خودم نه.استفاده نمیکنم.

-در رابطه با همکاری با شما و مصاحبه،خبرتان میکنم.

-

-






نوع مطلب : گاهی نوشت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 27 مرداد 1393 :: نویسنده : یک خانم
سلام.حالتون خوبه.منم خوبم شکر خدا.
میرم سر اصل مطلب .
 ببخشید که اینقدر ساکت بودم.فکر میکنم بیشتراز یک ماه هست.
میدونم بی خبر بودن چه حس بدیه.درکتون میکنم.باور کنید واقعا توی ماه رمضان حس و حالی برای نوشتن نداشتم.
اما الان اینجام.حالمم خوبه.نگران نباشید.

توی ماه رمضان کلا قم بودم البته به جز چند شب قدر که رفتم تهران.
این ماه رمضان حس هنریم گل کرد و افتادم به کیک پختن و شیرینی و حلوا و..
تجربیات خوبی بودن.تا به حال اینقدر کارهای هنری نکرده بودم.

چقدر دلم برای انجا و دوستای عزیزم تنگ شده بود.
چقدر خوبه که شماها هستین..
ازتون ممنونم.
مطالب عقب اتفاده واسه نوشتن زیاده.
باید براتون بنویسم.
ممنونم ازاینکه همراهمید..

یاعلی.
تابعد.




نوع مطلب : گاهی نوشت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 2 تیر 1393 :: نویسنده : یک خانم
سلام.الان دارم باموبایل پست میذارم.مابالاخره اومدیم خونه جدید.تااینجابهترین نکته این خونه،انتن دهی قویش هست.اخه خونه قبلی نمیشد با موبایل نت رفت.در اولین فرصت که کامپیوتر رو وصل کردم میام و جواب پیامهاتون رو میدم.البته همه رو خوندم.ممنونم از پیاماتون.خصوصی هارو هم جواب خواهم داد ان شاالله...

راستی..امروزسالگرد ازداجمون هم هست...ولی میون یه خونه شلوغ پلوغ...;-)




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 19 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :





Powered by WebGozar

★ساخت بنر صلواتی★


کد متحرک کردن عنوان وب

★ساخت پلیرر صلواتی★

دایرکتوری افسران ارزشی

یادداشت های یک طلبه بازیگوش