تبلیغات
*آنچه از این زندگی آموختم* - وقتی فقط به خودمان فکر میکنیم.

*آنچه از این زندگی آموختم*

با خـــــــدا باش و پادشــــــــاهی کن *** بی خـــــدا باش و هــــرچــــه خواهی کن

 

وقتی فقط به خودمان فکر میکنیم.

 

نوع مطلب :تربیتی و آموزشی ،

نوشته شده توسط:یک خانم

در صف نماز نشسته ایم.نزدیک اذان هست.قاری مشغول تلاوت قرآن است.من کنار خواهر زاده کوچکم ,کنار مادرم,کنار خواهرم نشسته ایم.خانم مسنی می آید و میگوید:خانم ,بچه ات رو بلند کن من بنشینم!با تعجب به او مینگرم.میگویم:اگر بلندش کنم,کجا بذارمش؟نمیتونم بچه 6 ساله رو که ولش کنم.بعد با خواهرم بحث میکند.میشنوم:خانم گردن تو که بچه ات را برنداشتی!خواهرم میگوید:باشه.اشکال نداره.گردن من!

بعد با ناراحتی فراوان,درحالیکه باردار هست و نباید خیلی عصبانی شود,به من و مادرم میگوید:آدم های اینطوری هستند که با رفتارهای نسنجیده شان,پای بچه ها و کودکان را از این مجالس میبرند وآنها را نسبت به این نوع مجالس بدبین میکنند و آن وقت که بزرگ میشوند این بچه ها,همین خانم های مسن میگویند,چرا بچه هایمان جذب مسجد و حسینیه نمیشوند!

حق را به خواهرم میدادم.نه بخاطر اینکه فرزند او بود یا خواهرزاده من,بخاطر اینکه حرفش منطقی بود ومن به ضمیر ناخودآگاه و خاطرات خوب و بد,اعتقاد دارم.میدانم اگر تصور بدی برای اولین بار وارد ذهن آدم بشود درمورد مکانی یا فردی,به سختی پاک خواهد شد.

شاید آن خانم برای رسیدن به نماز,همچین حرفی را زده بود اما آیا واقعا ارزشش را دارد ما به خاطر خودمان,هم دین را خراب کنیم و هم آسیب به اطرافیانمان بزنیم.
دوستم میگفت استادشان گفته,اگر در مجالسی شرکت میکنید و میبیند که مثلا جلوی در ورودی,پر از کفش هست,اگر کفش کسی را له کنید,حق الناس هست.
واقعا چقدر به این ریزه های زندگی توجه میکنیم؟
فمن یعمل مثقال ......

خدا کمکمان کند انشاءالله...

پ.ن:حرم که میرم به یاد همتون هستم.لطفا من رو هم دعا کنید.
تاسوعا و عاشورای خیلی خوبی بود در تهران.جاتون خالی حرم حضرت عبدالعظیم رفتیم و خیلی با صفا بود.
این روزها خیلی برای خواهرم دعا کنید.

یاعلی.
تابعد.


تارا
شنبه 2 آذر 1392 09:29 ق.ظ
بعضیا ایمانشون نابودشون میکنه
پاسخ یک خانم : سلام.ممنونم از حضورت تارای عزیز.
بله.گاهی اوقات ایمان آدم,علم آدم,براش حجاب میشه...
یاس زهرا
پنجشنبه 30 آبان 1392 05:31 ب.ظ
سلام کلاسای خانم خاکبان هم خیلی خوب بود والبته آموزنده ایشون از شاگردان آیت الله شجاعی هستند وخادم امام رضا و ساکن مشهد فقط دهه اول محرم وفاطمیه تهران میان فوق العاده کلاس اخلاق عالی بود
التماس دعا دارم
پاسخ یک خانم : سلام.خدا را شکر که مفید بوده...
من هپم التماس دعا دارم...
♥/..haj mahdi../♥
پنجشنبه 30 آبان 1392 03:20 ب.ظ
آپم.
منتظر حضور سبز و نظرات قشنگتون هستم.
منتظر
پنجشنبه 30 آبان 1392 08:33 ق.ظ
سلام
عزاداریاتون قبول ان شا الله
کاش همه بفهمیم که دین داری یعنی همین جزئیات رو خوب دیدن و فهمیدن و عمل کردن. چیزایی که شاید اصلا تو چشم ماها نمیاد ولی یه جاهایی میشه یه گناه بزرگ و مانع رسیدن به خوبیهای بزرگ
التماس دعا
پاسخ یک خانم : سلام .خوبی؟
ممنونم از لطفت..از شما هم قبول باشه...
طهورا- همنفس طلبه
چهارشنبه 29 آبان 1392 02:56 ب.ظ
هو الحی باسلام. یعنی چی به اون طفل معصوم چه ربطی داشت که باید بلند می شد؟ خب یه جای دیگه می ایستاد! عجیبه واقعا؟
در ضمن شما تا تهران اومدی تا حرم حضرت عبدالعظیم آمدی خبرمان می کردید یه سر تشریف می آوردید حجره طلبگی ما . درست است قابل شما را ندارد اما در کلبه ما رونق اگر نیست صفا هست....
پاسخ یک خانم : سلام عزیزم.واقعا برای من هم سوال هست؟شما فکر کن ما نیم ساعت قبل از اذان رفته بودیم ونشسته بودیم واونها وقت اذان اومده بودند.خب میتونستند کمی زودتر بیان که جا باشه.

ممنونم از محبتت عزیزم.من که خیلی رفت و.آمد درام به تهران.اربعین هم که همسر تشریف میبرند کربلا,پیاده روی بزرگ.من خدمت خانواده هستم تهران.خوشحال میشم ببینمت.شاید اربعین هم رفتیم شاه عبدالعظیم...
موفق باشی
زهرا
چهارشنبه 29 آبان 1392 02:32 ب.ظ
سلام، این مشکل برای دختر من هم اتفاق افتاد، یک روز که برای نماز جماعت به مسجد رفتیم، من و دخترم در یک صف با کمی فاصله از هم بودیم وقتی نماز مغرب تمام شد نگاه کردم دیدم دخترم نیست به صف پشت سر ( آخرین صف ) نگاه کردم دیدم دخترم در آن صف با بغض و چشمی پر از اشک نشسته، و به یک خانم اشاره می کرد و می گفت این خانم گفت برای چی اینجا نشستی پاشو برو من میخوام بشینم ، به نظر من هم این افراد بچه ها را از مسجد دور می کنند حالا هرچه والدینی مثل ما تلاش کنند تا بچه ها با مسجد و نماز آشنا شوند این توضیح هم بدم که دخترم 9 سالشه و برای نماز خواندن در صف نشسته بود
پاسخ یک خانم : سلام.واقعا چطور میتونن بعضی ها؟اینها واقعا باید جواب بدند.خواندن نماز جماعت مستحب هست و خیلی خوب ,ولی نه به قیمت ناراحت کردن بنده های خدا..دیگه چه ثوابی داره واقعا؟
ممنون زهرا جون
مامان محیا و فاطمه
چهارشنبه 29 آبان 1392 08:32 ق.ظ
اینکه عادیه
بارها سرمن و بچم این بلا رو اوردن
دخترم هم با ترس و تردید فقط بمن نگاه کرده
تازه حکم هم میدن که اتصال بهم میخوره
پاسخ یک خانم : متاسفانه راه کاری هم برای این مساله نیست.بچه 6 ساله یا 7 ساله ,اونقدر بزرگ هست که واقعا یک جایی برای نشستن احتیاج داشته باشه.نمیشه مثلا جلوی جانماز مادرش بشینه.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


ریکاوری... چهارشنبه 8 شهریور 1396
بغض جمعه 1 بهمن 1395
سلام پنجشنبه 16 دی 1395
بسیار زیبا شنبه 17 بهمن 1394
آیا میتونم؟ پنجشنبه 15 بهمن 1394
نبود,حالا هست.. سه شنبه 28 مهر 1394
بخاطر غربت خواهران و برادرانم.. یکشنبه 20 اردیبهشت 1394
شب آرزوها چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394
بی عنوان... سه شنبه 30 دی 1393
پاسخ به پیام خصوصی دوشنبه 19 آبان 1393
السلام علیک یا اباعبدالله دوشنبه 5 آبان 1393
امنیت شخصی شنبه 29 شهریور 1393
آقا.. یکشنبه 23 شهریور 1393
من اشتباه کردم.. دوشنبه 10 شهریور 1393
من برگشتم. دوشنبه 27 مرداد 1393
خونه جدید دوشنبه 2 تیر 1393
گل بود به سبزه نیز آراسته شد..! دوشنبه 26 خرداد 1393
من خوبم.. یکشنبه 18 خرداد 1393
خوش نشین ها! شنبه 3 خرداد 1393
زنان(دکتر علیان)2 یکشنبه 28 اردیبهشت 1393
منفورترین حلال خدا سه شنبه 16 اردیبهشت 1393
بالاخره اومد! چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393
زنان(دکتر علیان.1) سه شنبه 9 اردیبهشت 1393
آخرین خبر یکشنبه 7 اردیبهشت 1393
سلامی به طراوت روزهای بهاری یکشنبه 17 فروردین 1393
لیاقت نداشتم... پنجشنبه 29 اسفند 1392
سال جدید یکشنبه 25 اسفند 1392
؟؟ دوشنبه 19 اسفند 1392
نکته ای مهم چهارشنبه 14 اسفند 1392
سفر مشهد دوشنبه 12 اسفند 1392
لیست آخرین پستها