تبلیغات
*آنچه از این زندگی آموختم* - پاسخ به کامنت های خصوصی

*آنچه از این زندگی آموختم*

با خـــــــدا باش و پادشــــــــاهی کن *** بی خـــــدا باش و هــــرچــــه خواهی کن

 

پاسخ به کامنت های خصوصی

 

نوع مطلب :گاهی نوشت ،

نوشته شده توسط:یک خانم

سلام میکنم خدمت دوستان عزیزم.امیدورام خوب وسرحال باشید.

طی چند پست اخیر,یک سری کامنتهای خصوصی برام ارسال شدن که دیدم بهتره با یک پست جواب بدم.

لطفا از من نخواهید که با ایمیل جواب بدم .واقعا برام مقدور نیست.

به ترتیب ارسال:


با سلام و خسته نباشید مادری هستم 32 ساله لیسانس یک فرزند دختر شش ماهه دارم میخواستم بدانم برای تقویت اعتماد به نفس و مسولیت پذیر ی اش چه باید بکنم تا در آینده برخلاف من فردی اجتماعی و با اعتماد به نفس بار بیاید و دچار مشکل نشود در ضمن اگر ممکن است به سی دی های استاد دسترسی پیدا کنیم با تشکر.

سلام دوست عزیزم.ممنونم که من رو لایق دونستید.

عزیزم طبق گفته افراد با تجربه,باید سعی کنید به هرسنی که میرسد,متناسب با توانی اش,به او مسولیت بدهید و واقعا از او کار بخواهید و او بداند که شما واقعا به او اعتماد دارید که این کار را به وی واگذار کرده اید.در حضور جمع هرگز اورا شماتت نکنید و پرخاش نفرمایید.هرگز او را با هم سن هایش مقایسه نکنید.برای آموزش دادن و یا راهنمایی اش از مثالهای متناسب با سنش استفاده کنید.سعی کنید نام او را حتما با احترام صدا بزنید و خانم یا آقا ابتدای اسمش قرار بدید. از او به خاطر انجام درست کارهایی که به عهده اش قرار داده اید, تشکرکنید .
اگر همیشه آرامش خودتان را حفظ کنید,او نیز فردی ارام و منطقی خواهد شد.
سی دیهای ایشون در مدرسه همسر به فروش میرسند اما در خارج از مدرسه,متاسفانه اطلاعی ندارم.
ممنونم که به خانه من اومدید.


یک بنده خدایی برام کامنت گذاشتن که:

فکر میکنم شما اگر در هر شرایط دیگری هم بودی باز خیلی درست نبود که اینقدر راحت و عامیانه احساست روبیان کنی من باخوندن بعضی از قسمتهای مطالبت حتی میتونستم حالاتت رو تصور کنم اینقدر ساده وصمیمی اونهم در فضای مختلط بازدید کنندگان درست نیست حالا چه برسه به اینکه شما به قول خودت یه جورایی زیر ذره بین عام جامعه هستی.


دوست گرامی,از اینکه به من تذکر دادید خیلی ممنونم.راستش یکی از دلایل  رمز دار کردن پست های قبلی ,همین موردی بود که شما فرمودید.آن یک موردی که شما خوندید,حتمازا دستم در رفته.مدت ها بود که همسرم در این زمنیه با من صحبت کرده بودند و من به این فکر بودم که حتما در این زمینه یک راهکاری رو در پیش بگیرم.بازهم ممنونم.

سلام دوست عزیز
شما از سه طلبه انتقاد کرده اید به طوریکه هر کسی این مطلب شما را بخونه میگه این طلبه ها با هم درگیری دارند و حرف همدیگر رو قبول ندارند و این در حالیه که اولا از یک طلبه که اون هم همسر گرامی شماست تعریف کرده اید و دوما طوری وانمود شده است که انگار همه ی طلبه ها مشکل دارند جز کسی که با شما زندگی می کند و سوما به نظر من کار شما مصداق اشاعه ی منکر است چرا که هنوز در بین خود طلبه ها هم داشتن تار و نی و ستار زشت و قبیح به حساب می آید ولی شما با ذکر اینکه یک طلبه این آلات موسیقی را داشته است این قبح را از بین می برید
رابعا خواهر عزیزم شما اگر یک لحظه فکر کنید که یک طلبه چقدر بدبختی می کشد تا یک جوان را نسبت به طلبه ها خوش بین کند بعد شما زحمت می کشید و این مطلب بسیار جذاب و آموزنده!!!! را در وب خود قرار می دهید تا تمام زحمات نه یک طلبه بلکه بسیاری از طلبه ها را به باد نابودی و فنا بسپارید.
خامسا شما اگر خود را جزء خانواده ی طلاب می دانید دعوای خانوادگی را در وسط کوچه و خیابان جار نمی زنند بلکه با یک لحن محترمانه و دوستانه در بین خودشان و درون مجامع حوزوی بیان می کنند
سادسا با توجه به فضای امروز شبکه های اجتماعی و مراقبت شدیدی که از تمامی سوژه های ضد حوزه و طلاب می شود حتی اگر قصد تخریب هم نداشته باشید که بنده مطمئن هستم ندارید ولی عده ای هستند که از نوشته ی شما ضد خود طلاب و حوزه و تبلیغ دین استفاده کنند.
سابعا
خواهر عزیزم، زمان رضا خان ملعون از یکی از مراجع روزگارش درباره ی حکم نقاب و روبنده سوال کرد و آن مجتهد با اینکه وجوب روبنده را قبول نداشت ولی به او جواب داد که این کار واجب است. بعدا از این این مجتهد سوال شد که چرا شما بر خلاف فتوای خودتان نظر دادید؟ ایشان پاسخ داد که این مردک می خواهد فتوای مرا اعلام کند تا چادر از سر مردم بکشد و درد دین ندارد
یا حق
این نظر بنده نسبت به نوشته ی شما بود و از جانب بنده الزامی در نشر آن نیست البته اگر صلاح دیدید که بر روی وب شما قرار بگیرد از جانب بنده مشکلی ندارد.


در پاسخ به شما فقط میتونم بگم که من یک نقد کردم.به عنوان یک دلسوز.ضمن اینکه واقعا من به چند طلبه دسترسی دارم که به صورت خصوصی عنوان کنم.همسر من کاملا در جریان نوشته های من هستند و مطمئنم اگر ایرادی در این بین میدیدن به من تذکر میدادند چون بیشترا ز من و شما نگران هستند.
ممنونم ازا ینکه من رو از نظر خودتون آگاه کردید.

سلام
راستش میخوام چادر بذارم ولی میترسم از اینکه نتونم درست حفظش کنم از اینکه وقتی چادر بذارم نتونم یکسری کارها رو انجام بده همه جا برم مادرم چادری بود و برداشت چون خیلی اذیت شد....نمیدونم چکار کنم....


دوست عزیزم,من نتونستم وارد وبتون بشم.همین جا در حد وسعم پاسخ میدم.راستش سر کردن چادر خیلی کارخوبی هست مشروط بر اینکه بتونید حتما شانش رو حفظ کنید.اگر کارتون به صورتی هست که چادر مانعش میشه,میتونید مانتوی بلند و آزاد داشته باشید ,به همراه یک مقنعه بلند.این حجاب هم کامل هست.ولی چادر حجاب برتر هست.
یک سری کارها چه چیزهایی هستند؟

یاعلی.
تابعد.




محبت
پنجشنبه 8 خرداد 1393 11:15 ق.ظ
سلام جدیدا باوبلاگتون اشنا شدم روستای زفره در اطراف ما است شما اهل انجا هستید؟ چرا جدیدا مطلب تو وبلاگتون نمیذارید؟
پاسخ یک خانم : سلام.تشکر میکنم.مینویسم ان شاءالله.
سیاه مشق
پنجشنبه 5 دی 1392 10:32 ق.ظ
سلام
اگر یکی بگویی، مطمئن باش از من یکی هم نخواهی شنید.
کاش به این جمله که از معصوم نقل شده، دقت و عمل بیشتری بکنیم.
ان شاالله که در سایه حضرت ولی عصر، با توفیقات باشید و همه افعالتان و وبگاهتان، مرضی حضرت دوست باشد.
پایدار باشید.
پاسخ یک خانم : سلام.ممنون.
فاطمه بانو
پنجشنبه 28 آذر 1392 04:29 ب.ظ
سلام عزیزم
من هم هیچ وقت حوصله ندارم با ایمیل به کسی جواب بدم!
در مورد پستت اگه گذاشتی که مخاطبانش بخونن که هیچ، اما اگه اظهار نظر من مشکلی نداره فعلا فقط یک جمله به فردی که به نظر میرسه طلبه بودن میگم:
"هر قدیسی گذشته ای داره و هر گناه کاری آینده..." این دیالوگ یه فیلمه اما مشابهش رو در قرآن زیاد داریم...
دوست عزیز، برادر من، طلبه ی محترم، با این روحیاتی که من در کامنت شما دیدم بیشتر ذهن مردم رو به طلاب خراب می کنید تا اینکه...
اگه صلاح دونستی کامنتمو تایید نکن...
پاسخ یک خانم : سلام.خوبی؟
عیب نداره.استفاده کردم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


ریکاوری... چهارشنبه 8 شهریور 1396
بغض جمعه 1 بهمن 1395
سلام پنجشنبه 16 دی 1395
بسیار زیبا شنبه 17 بهمن 1394
آیا میتونم؟ پنجشنبه 15 بهمن 1394
نبود,حالا هست.. سه شنبه 28 مهر 1394
بخاطر غربت خواهران و برادرانم.. یکشنبه 20 اردیبهشت 1394
شب آرزوها چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394
بی عنوان... سه شنبه 30 دی 1393
پاسخ به پیام خصوصی دوشنبه 19 آبان 1393
السلام علیک یا اباعبدالله دوشنبه 5 آبان 1393
امنیت شخصی شنبه 29 شهریور 1393
آقا.. یکشنبه 23 شهریور 1393
من اشتباه کردم.. دوشنبه 10 شهریور 1393
من برگشتم. دوشنبه 27 مرداد 1393
خونه جدید دوشنبه 2 تیر 1393
گل بود به سبزه نیز آراسته شد..! دوشنبه 26 خرداد 1393
من خوبم.. یکشنبه 18 خرداد 1393
خوش نشین ها! شنبه 3 خرداد 1393
زنان(دکتر علیان)2 یکشنبه 28 اردیبهشت 1393
منفورترین حلال خدا سه شنبه 16 اردیبهشت 1393
بالاخره اومد! چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393
زنان(دکتر علیان.1) سه شنبه 9 اردیبهشت 1393
آخرین خبر یکشنبه 7 اردیبهشت 1393
سلامی به طراوت روزهای بهاری یکشنبه 17 فروردین 1393
لیاقت نداشتم... پنجشنبه 29 اسفند 1392
سال جدید یکشنبه 25 اسفند 1392
؟؟ دوشنبه 19 اسفند 1392
نکته ای مهم چهارشنبه 14 اسفند 1392
سفر مشهد دوشنبه 12 اسفند 1392
لیست آخرین پستها